
خخخخ...... امروز روز تولدمه........به جای اینکه خوشحال باشم .........حالم خیلی گرفته است....... ازدیروز چشم به گوشی که یه بی معرفت یه اس بده........تبریک بگه.......هنوز هنوزشم ازش خبری نیست..... مطمئن بودم امسال تبریک نمیگه......خوبه خودش ازم قول گرفته بود ........هرچی هم شد........روز تولدمون باهمیم.....نمیدونم یادش رفته.........یا خودش نخواسته تبریک بگه....... دیگه نمیتونم تایپ کنم ......حالم بهم میخوره که فوری اشکام سرازیر میشن ......بعدا میام مینویسم فعلا...
ادامه مطلب
امروز دومین پستی که دارم مینویسم ........یااصلا نمینوسم یامینویسمم ول کن نیستم...... امروز سرنماز ازخدا خواستم خودش کمکم کن اگه صلاحم بود اس بدم نبود که هیچ...... ازدستش خیلی ناراحت بودم ......اخرش ساعت18 پی ام دادم اگه دلت خواست میس بزن اگه نه پی ام بده میخوام باهات حرف بزنم...... بعدشم ساعت 20 یه میس انداختم که رد تماس داد.......دیدم همون لحظه ان شد......سلام دادم...... اونم سلام خوبی گفت .....مثل همیشه ......بعدش یه فیلم بود گربه ها همدیگروبوس میکردن بعدش دعوا خخخخ گفتم اینا مثل ما اول عشقولانه بعدشم مثل خروس جنگی میمونن..... برگشت گفت خیلی اذیتم میکنی بخدااااااا.......خیلی نا...
ادامه مطلب