
خخخخ...... امروز روز تولدمه........به جای اینکه خوشحال باشم .........حالم خیلی گرفته است....... ازدیروز چشم به گوشی که یه بی معرفت یه اس بده........تبریک بگه.......هنوز هنوزشم ازش خبری نیست..... مطمئن بودم امسال تبریک نمیگه......خوبه خودش ازم قول گرفته بود ........هرچی هم شد........روز تولدمون باهمیم.....نمیدونم یادش رفته.........یا خودش نخواسته تبریک بگه....... دیگه نمیتونم تایپ کنم ......حالم بهم میخوره که فوری اشکام سرازیر میشن ......بعدا میام مینویسم فعلا...
ادامه مطلب
الان که دارم پست میزارم ....بیرون حسابی بارون میاد.....تازه از زیر بارون اومدم خیس خیسم.....دست خودم نیست هرموقع بارون میاد دلم هوای سجادو میکنه.....همیشه موقع هایی که قهریم میرم زیر بارون و ازخدامیخوام که دوباره باسجاد اشتی کنم....شاید باورتون نشه همیشه هم همون روز اشتی میکردیم..... ولی اینسری فرق داره اینسری ازش دل چرکینم....درست از خدا خواستم که دوباره برگرده....دلم نمیخواد اینطوری ازهم جدابشیم.... ولی اینسری نمیخوام من پیش قدم بشم....یعنی بخوامم نمیتونم....غرورم اجازه نمیده.... بلاک کردنش برام از هزارتا فحش بدتربود....کاش فحش میداد ولی بلاک نمیکرد.... امروز حسابی...
ادامه مطلب