بلاک شدم

خرید بک لینک

امروز دومین پستی که دارم مینویسم ........یااصلا نمینوسم یامینویسمم ول کن نیستم......

امروز سرنماز ازخدا خواستم خودش کمکم کن اگه صلاحم بود اس بدم نبود که هیچ......

ازدستش خیلی ناراحت بودم ......اخرش ساعت18 پی ام دادم اگه دلت خواست میس بزن اگه نه پی ام بده میخوام باهات حرف بزنم......

بعدشم ساعت 20 یه میس انداختم که رد تماس داد.......دیدم همون لحظه ان شد......سلام دادم......

اونم سلام خوبی گفت .....مثل همیشه ......بعدش یه فیلم بود گربه ها همدیگروبوس میکردن بعدش دعوا خخخخ

گفتم اینا مثل ما اول عشقولانه بعدشم مثل خروس جنگی میمونن.....

برگشت گفت خیلی اذیتم میکنی بخدااااااا.......خیلی ناراحتم ازت....منم گفتم چرا مگه چیکارت میکنم؟

گفت خودت بهتر میدونی.....

منم گفتم نه نمیدونم بگو تابدونم ......چون یه بار گفتم باهات قهرم اذیت کردن داره .....

توچی همش نیش میزنی.......گفت من نیشت نزدم..... بعدشم گفت که خسته ام حوصله ندارم

منم خواستم حال وهواش عوض بشه.....گفتم خخخخخ بیام قلقلکت بدم؟

گفت جان هر کی دوست داری بیخیال شووووووو .......گفتم بیخیال قلقلک؟؟

بعدشم زد تو برجکمون که پیام نده ......قرارمون این شدهمدیگرودیدیم دیگه اذیت نکنیم همو .....هرکس بره دنبال زندگیش ولی تو عمل نمیکنی.......

منم گفتم مگه عمل میکنی تو؟؟؟ گفت ببخشید باید جیکارمیکردم؟؟

33سالمه بزار به زندگیم برسم چرا اینجوری میکنی ؟بهم زنگ نزن پیام نده دست از سرم بردار ....

تو حرف منطق حالیت نمیشه......حالا هر چی میخوای ازم ناراحت نباش....

کل حرفای سجاد اینا بود.......

خودم انتظاراین دعوا هارو داشتم بخاطر گیر دادن من به اینکه بیاد دیدنم اینطوری کرد......

نمیدونم شاید......منکه از دلش خبر ندارم.......ازش خواستم اگه نمیخواد پیام بده بلاکم کنه ......

اونم بلاکم کرد......

نمیدونم چی میشه ......اگه تا حالا مونده به قول خودش بخاطر گیر دادنای من......

منم دیگه خسته شدم نمیتونم هرروز قهر کردناشو نیش وکنایش تحمل کنم.......

بخدا خودمم خسته شدم....بخدا به امام روم نمیشه بهش پی ام بدم......

ولی دست خودم نیست تاانلاین میبینم خودبه خود تایپ میکنم........

سجاد هیچ وقت حال منو نمیفهم......ولی ازاینکه بهش گیرمیدم پی ام میدم به امام به جونه مامانم

حالم ازخودم بهم میخوره .......خودم بیشتر از سجاد اذیت میشم......

فقط یه خطمو بلاک کرده ......

ساعت 21:59 بلاک شدم........ بعدشم جلوی گریمو به زور نگه داشتم......مامانم یه هفته نیستش....

رفته پیش انام......مجبوری یه شامی درست کردم.......رفتم سرنماز کلی با خدام دردودل کردم........

خدایا شکرت که داری حالمو بدتروبدترمیکنی........

سجاد امشب راحت خوابیدی مگه نه؟؟

من نمیزارم به زندگیت برسی؟؟؟من جلوی ازدواجتوگرفتم؟؟؟

باشه بزارببینیم الان که من نیستم زندگیت چطور میگذره؟

ولی یه چیزی رو بدون اگه تاحالا بهت میگفتم نامرد نیستی ولی الان میگم

بلاک کردنت اخرنامردی بوداقاااااااا........

lovelyyylove...

ما را در سایت lovelyyylove دنبال می‌کنید

برچسب: بلاک شدم,بلاک شدم کامنت بزارید,بلاک شدم چیکار کنم,بلاک شدم در لاین,بلاک شدم تو تانگو,من بلاک شدم چیکار کنم,بلاک لایک شدم,تو فیسبوک بلاک شدم,چطوری بفهمم بلاک شدم, نویسنده: بازدید: 2 تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 4:18

صفحه بندی