
الان که دارم پست میزارم ....بیرون حسابی بارون میاد.....تازه از زیر بارون اومدم خیس خیسم.....دست خودم نیست هرموقع بارون میاد دلم هوای سجادو میکنه.....همیشه موقع هایی که قهریم میرم زیر بارون و ازخدامیخوام که دوباره باسجاد اشتی کنم....شاید باورتون نشه همیشه هم همون روز اشتی میکردیم..... ولی اینسری فرق داره اینسری ازش دل چرکینم....درست از خدا خواستم که دوباره برگرده....دلم نمیخواد اینطوری ازهم جدابشیم.... ولی اینسری نمیخوام من پیش قدم بشم....یعنی بخوامم نمیتونم....غرورم اجازه نمیده.... بلاک کردنش برام از هزارتا فحش بدتربود....کاش فحش میداد ولی بلاک نمیکرد.... امروز حسابی...
ادامه مطلب